وارگُو | آژانس خلاق سئو

۲۰ سرفصل حیاتی در مدیریت زمان و امور که مدیران باید درک و اجرا کنند

مدیریت زمان برای مدیران کسب و کارها

چیزی جز زمان ندارید! عملا (و به قولی لیترالی) شما هیچ چیز به جز زمانی که در اختیارتان هست، ندارید. مصرف این زمان را با انتخاب، اولویت‌بندی و برنامه‌ریزی صورت دهید. اگر به عنوان مدیر سازمان‌ها، مجموعه‌ها، شرکت‌ها و استارتاپ‌ها هنوز دغدغه‌ی جدی برای مدیریت زمان و اولویت‌بندی آن ندارید، کمی به عقب برگردید و به کارها و اموراتی که در سه ماههٔ گذشته از پیش برده‌اید نگاهی بیاندازید. حتما تا ایده‌آل‌ها فاصلهٔ زیادی هست؛ اما جدا از فانتزی‌های شغلی و بیزینسی، همیشه راهی برای مدیریت بهتر زمان وجود دارد. این که با چه روش یا با چه ابزاری زمان‌های کاری و حتی زندگی خود را مدیریت کنید، اولویت بحث نیست.

بحث اول شناخت اتمسفر و فضایی‌ست که در آن کار می‌کنید؛ و انتخاب ابزارها و روش‌ها بایستی بر اساس این فضا انجام شود. هیچ‌کس به جز شما نمی‌تواند زمان را برایتان مدیریت کند. حتی اگر یک ساختمان منشی و دستیار داشته باشید.

در ادامهٔ این مطلب که قطعا کامل و بی‌عیب نیست، با تشریحاتی مختصر از ۲۰ سرفصل مهم درباره‌ی مدیریت زمان، منابع و امور، به بررسی شیوه‌ها، اشکالات و تکنیک های مدیریت زمان برای مدیران می‌پردازم. لطفا اگر تجربه یا نظری دارید و دوست دارید با دیگران به اشتراک بگذارید، همین‌جا کامنت کنید

۱- خودتان را بشناسید؛ ظرفیت‌ها، نقاط قوت و ضعفتان را درک کنید.

از تست‌های شخصیت‌شناسی برای درک بهتر آن‌چه هستید و آن کس که نیستید استفاده کنید. همهٔ ما، در هر وضعیت شغلی و هر موقعیتی که قرار داریم، به شناخت بهتر خود نیازمندیم. پیشنهاد می‌کنم قدری دربارهٔ تست‌های خودشناسی و شخصیت‌شناسی بخوانید و آن‌هایی که مرتبط با اهداف کاری و بعضا شخصی شما هستند را بگذرانید.

با تست یا بدون تست باید در انتها بدانید که شخصیت کاری شما در چه اموری خوب و در چه مواردی بد عمل می‌کند. نتیجهٔ این شناخت، شما را در مدیریت زمان، اولویت‌بندی، تقسیم وظایف و در نهایت پیشبرد اهداف شخصی و سازمانی‌تان کمک می‌کند.

خودشناسی و کمال

۲- قانون ۸۰/۲۰ و قانون ۲ دقیقه را بشناسید و اعمال کنید.

قانون ۸۰/۲۰ یا همان «اصل پارتو» را حتما می‌شناسید. این قاعده‌ی کلی در بحث مدیریت زمان حول این اصل می‌چرخد که ۲۰ درصد از زمان شما صرف اموری می‌شود که تاثیر ۸۰ درصدی بر کارتان دارند. و ۸۰ درصد زمان‌تان معمولا صرف کارهای کم اهمیتی می‌شوند که ۲۰ درصد تاثیرگذارند.

دانستن و تطبیق دادن همین اصل ساده، گزینه‌های بی‌شماری برای تغییر رفتار و فعالیت‌های روزانه به ما خواهد داد. غالب افراد خودشان را همیشه درگیر آن ۸۰ درصد بی‌اهمیت یا کم‌اهمیت می‌کنند و از اموری که تاثیرات جدی بر کسب‌و‌کارشان دارد غافل می‌شوند؛ یا می‌شود گفت برای ۲۰ درصد سخت‌تر، تنبلی می‌کنند!

هم‌چنین یک قانون ساده که می‌تواند فوق‌العاده تاثیرگذار باشد می‌گوید: هر کاری که زیر ۲ دقیقه طول می‌کشد را نه به دیگری بسپارید و نه بگذارید برای آینده؛ همین حالا انجامش دهید. به همین سادگی. و همین اصل به شکل جالبی بر پیشرفت امور تاثیرگذار خواهد بود.

۳- اولولیت‌بندی، اولویت‌بندی و اولویت‌بندی!

همان‌طور که پیش‌تر گفتم، معمولا ۲۰ درصد کارهایی که در ذهن داریم، اهمیت و ارجحیت ۸۰ درصدی دارند. جدا از (و در تکمیل) این اصل، اولولیت‌بندی یک اصل و باید همیشگی‌ست. شما باید اولویت‌بندی کنید. اگر به خوبی درک نکنید چه کاری اولویت روزانه یا میان‌مدت شماست، همیشه بین کارها و وظایفتان گیج و گم خواهید بود.

۴- برنامه‌ریزی کنید؛ بلندمدت، میان‌مدت، کوتاه‌مدت و روزانه.

بدون برنامه‌ریزی بلند‌مدت و شکسته‌شده، هیچ کدام از سرفصل‌های مطرح شده در این مقاله، قابل اعتنا و اجرا نخواهند بود. شما برای اولویت‌بندی به برنامه‌های مشخص زمانی با اهداف مشخص نیاز دارید. اگر ندانید چه می‌خواهید، هیچ‌گاه به آن نمی‌رسید. به همین سادگی.

۵- استراتژیک فکر کنید؛ هدف چه بود؟

مدیران همیشه به زمانی برای فکر کردن نیاز دارند. شما باید خلوتی برای فکر کردن داشته باشید. برای مدیریت زمان و اولویت‌بندی نیاز به فکر کردن دارید. در واقع نیاز به تفکر استراتژیک دارید. بایستی در یک مقیاس بزرگ، امور ثابت، وظایف، نیروی انسانی و منابع، ظرفیت‌ها، اولویت‌ها و البته اهداف را به خوبی بشناسید.

شخصا پیشنهاد می‌کنم زمان‌بندی مشخصی برای جلسات یک نفره با خودتان داشته باشید و این جلسات فوق‌العاده استراتژیک را با چاشنی تحقیقات همراه کنید و حتما به نحوی مکتوب کنید. خروجی جلسات یک‌نفره با خودتان باید بخشی از برنامه‌ی هفتگی، ماهانه، میان‌مدت و بلند مدت خودتان و سازمان/شرکت شما باشد.

تفکر استراتژیک یا تفکر راهبردی

۶- در شبکه های اجتماعی غرق نشوید؛ این یک معضل جهانی‌ست.

این یک مساله‌ی همه‌گیر جهانی‌ست. شما نمی‌توانید اینستاگرام را به خاطر اینستاگرام بودن سرزنش کنید. هرچه اکسس و دسترسی بوده به این غول‌های اطلاعات‌خوار داده‌اید و این‌ها همیشه در حال شخصی‌سازی سرویس‌شان برای شما هستند. پس جای تعجبی نیست اگر «یه سر اینستاگراممو چک کنم» برسد به یک ساعت و نیم چرخیدن در هزارتوی شبکه‌های اجتماعی.

پیشنهاد می‌کنم اگر تا حالا این کار را نکرده‌اید، چه آی‌او‌اس، اندروید یا هر سیستم‌عاملی که روی موبایل دارید، از یک ابزار ساده برای مشاهده‌ی میزان فعالیت‌ها و گوشی به دست بودنتان استفاده کنید.

من مطالعه‌‌ی نامنسجمی در این حوزه در دست دارم که تا این‌جا به من ثابت کرده میانگین روزانه‌ی تعداد دفعات چک کردن گوشی در بین عامه‌ی مردم حدودا ۱۲۰ بار و میانگین زمانی که از گوشی‌ها استفاده می‌شود، حدودا ۵ ساعت و نیم است! در آینده شاید نتایج این مطالعه را جایی منتشر کردم.

۷- ماتریس آیزنهاور چیست؛ و چگونه آن را در مدیریت زمان استفاده کنیم؟

دوایت دی. آیزنهاور، سی و چهارمین رییس جمهور ایالات متحده، علی‌الظاهر خود متخصص و خبره‌ای در مدیریت زمان بوده است. آیزنهاور در یک سخنرانی بین‌المللی این‌طور گفته: «مشکلات من از دو نوع‌اند: فوری‌ها و مهم‌ها. فوری‌ها مهم نیستند و مهم‌ها هم هیچ‌گاه فوری نیستند.»

اگر کارهایمان را به این شکل تقسیم کنیم و بدانیم کدام‌ها مهم و کدام‌ها فوری هستند، در اولویت‌بندی و زمان‌بندی امور فوق‌العاده موثر خواهد بود. ماتریس آیزنهاور بحث جالبی‌ست! پیشنهاد می‌کنم قدری در این باره بیش‌تر جستجو کنید.

ماتریس آیزنهاور

۸- جلسه برابر با کار نیست! مدیریت زمان جلسات را فراموش نکنید.

عادت کرده‌ایم به جلسه گذاشتن. حتی وقتی هیچ حرفی نداریم و هیچ‌کداممان پیش از جلسه چیزی تدارک ندیده‌ایم. مدیریت جلسات خود مبحثی جداگانه و مفصل است، اما به طور خلاصه پیشنهاد می‌کنم جلسات سرپایی ۵ دقیقه‌ای، جلسات ۱۵ دقیقه‌ای، جلسات نیم و یک ساعته داشته باشید. قبل از جلسه تدارک لازم را ببینید و موضوع و سرفصل‌های جلسه حتی اگر یک جلسه‌ی روتین هفتگی است، هر هفته از پیش تعیین شود.

خروجی جلسات باید در راستای پیشبرد امورات سازمان یا شرکت شما باشند. جلسات زنگ تفریح نیستند!

۹- برای ایمیل‌ها و تلفن‌ها زمان مشخصی تعیین کنید.

برای پاسخ‌گویی به ایمیل‌ها و حتی تماس‌های تلفنی خود زمان‌های مشخصی از روز را تعیین کنید. من شخصا سه بار در طول شبانه‌روز ایمیل‌ها و دو مرتبه تلفن‌ها را بررسی می‌کنم و پاسخ می‌دهم. تلفن‌هایی که می‌دانم در واقع جلسات غیرحضوری هستند را حتما از قبل زمان‌بندی می‌کنم و البته می‌ماند تلفن‌های شخصی و ناآشنا که بین کارها جواب می‌دهم.

۱۰- به همه‌ی پیشنهادها پاسخ مثبت ندهید.

سعی کنید به پیشنهادهای مختلفی که همسو با برنامه‌ریزی شما نیستند، نه بگویید. هر چه در راستای اهداف خود بیش‌تر پیشرفت کنید، درخواست‌ها و پیشنهادهای بیش‌تری به سمت شما سرازیر می‌شوند. پیشنهاد برای صبحانه‌ی کاری، پیشنهاد برای جلسه‌های بی‌هدف، پیشنهاد برای گپ و گفت، پیشنهاد برای هر چی! انتخاب کنید.

زمانی که برای کارتان صرف می‌کنید، باید در راستای اهدافتان باشد. اگر جلسات، نشست‌ها یا پیشنهادات کاری در راستای اولولیت‌های فعلی شما نیستند، لازم نیست به همه بله بگویید.

هنر نه گفتن | وارن بافت

۱۱- بهترین زمان‌های خودتان را بشناسید.

بی‌نهایت مهم است که بدانید بهترین زمان شما برای کارهای مختلف، چه بازه‌ای از روز است. مثلا من، مسائلی که به تمرکز فوق‌العاده نیاز دارد را اول هر صبح کاری انجام می‌دهم. بین ۹ تا نهایتا ۲. جلسات را معمولا می‌گذارم برای ظهر به بعد، و عصرها می‌ماند برای اجرای کارهایی که به تمرکز زیاد نیاز ندارند. بنابراین می‌دانم که در چه بازه‌های زمانی باید چه کنم تا خروجی نهایی بهتری داشته باشم.

به گمان و تجربه‌ی شخصی من، عادت‌های شخصی شما در این انتخاب‌ها، بی‌نهایت تاثیرگذارند.

۱۲- تقسیم وظایف کنید.

به جز مواردی که خودتان را در آن‌ها بهترین می‌دانید، مابقی را به دیگران بسپارید. تا جایی که نیروهای انسانی موجود به شما اجازه می‌دهند، وظایف و امورات را تفویض کنید. اگر حس می‌کنید کاری هست که بیش از حد، زمان‌تان را به خودش اختصاص داده و در عین حال امورات مهم‌تری برای انجام دادن هستند، از کمک‌های خارج از نیروهای انسانی فعلی استفاده کنید. فریلنسرها و شرکای تجاری را به انواع و در سطوح مختلف دخیل کنید. زمان از همه چیز مهم‌تر است.

۱۳- مشاوره؛ چیزی که همه‌ی مدیران نیاز دارند.

مشاوره در ایران قدری لوث شده است. درست! در همه جای دنیا هم همین است البته. اما یک مشاور جدی، با نگاهی از بیرون و با شناخت صحیح سازمان، ظرفیت‌ها، نیازها و استعدادهای شما و سازمان‌تان در پیچ‌های خطرناک شما را یاری خواهد داد. از نگاه من، همیشه مشورت گرفتن از دیگران خوب نیست، اما مشورت گرفتن از نخبه‌ها در حوزه‌های تخصص‌شان قطعا مفید و حتما لازم خواهد بود. این‌گونه مشاوره‌ها، می‌تواند از هدر رفتن بازه‌های زمانی بلندمدت نیز جلوگیری کند.

پیشنهادی من: معمولا خیلی‌ها خوب حرف می‌زنند؛ از مشاوران درباره‌ی تجربه‌های عملی و نتایج بپرسید.

مشاور خوب مشاور بد
Bad consultant vs Good consultant

۱۴- منابع و ظرفیت نیروهای انسانی خود را به خوبی بشناسید.

معضل نیروی انسانی خود بحثی‌ست جدا که کتاب‌ها و مقاله‌ها و جلسه‌ها می‌طلبد. اما با فرض «همینی که هست» اگر پیش برویم، باز بهترین کار، شناخت نیروهایی‌ست که در اختیار داریم. لازم است بدانیم چه نیرویی در چه اموراتی بهتر و در چه کارهایی بد عمل می‌کند و بتوانیم در ساختاری که برای سازمان یا شرکتمان داریم، از نقاط قوت او استفاده کنیم و آن‌ها را پیشرفت دهیم.

همه‌ی انسان‌ها آرزوها و اهدافی دارند. شما بگویید حتی اگر به سمت‌شان حرکت نمی‌کنند. بنابراین روحیه و مدیریت انرژی منابع انسانی که در اختیار داریم خود بحثی جدی و قابل تامل است. اگر یک نفر را در جای اشتباهی گذاشته‌اید و سال تا سال هم نمی‌دانید چه می‌کند، انتظار کار کیفی هم نداشته باشید.

در یک کلام: نیروی انسانی متخصص استخدام کنید و برای پیشرفتشان برنامه داشته باشید. تخصص و نقاط قوت افراد را بشناسید. کار خوب بگیرید و البته پول خوب هم بدهید! حقوق‌های پیش‌فرض این روزها، عملا می‌شوند پنج شش بار بقالی رفتن و تمام! از خودتان بپرسید چرا باید خوب کار کنند؟ برای افراد پیشنهادهای ویژه و هیجان‌انگیز تدارک ببینید. آدم‌ها ماشین نیستند؛ احساس دارند و (معمولا) از بیهودگی و بطالت خسته می‌شوند.

اگر نیروی انسانی مجموعه را به خوبی بشناسید، آزمون و خطا کردن کم‌هزینه‌تر و پیشرفت امور قطعا سریع‌تر خواهد بود.

۱۵- از زمان‌بندی و شیوه‌ی کارتان سند تهیه کنید.

وقتی برای جلسات، برای برنامه‌ها، برای نیروی انسانی، برای اولویت‌بندی و برای همه‌ی امورتان فکر می‌کنید و وقت و انرژی مصرف می‌کنید، قطعا باید به فکر تبدیل این تفکرات به اسناد ماندگار نیز باشید.

خروجی جلسات، برنامه‌ریزی‌ها، و تصمیمات و تغییرات را به نحوی تبدیل به محتوا کنید. به اسناد قابل فهم و در دسترس تیم. و منظور از اسناد، قطعا ارسال خلاصه‌ی جلسات توی گروه تلگرامی نیستند. اسناد و محتوای شما می‌تواند یک فایل صوتی، یک مقاله، یک خلاصه، یک ویدئو، یک اینفوگرافیک و هرچه که مناسب مورد شما هست باشد.

قدری در این باره فکر کنید و یک سیستم تولید محتوا برای موضوعات درون‌سازمانی خود طراحی کنید. اجرای این سیستم را اگر خودتان به عنوان مدیر تیم به عهده نمی‌گیرید، حتما به شخصی مورد اعتماد و متخصص واگذار کنید. خروجی این موضوع می‌تواند پلتفرم آموزشی سازمان شما باشد.

تهیه‌ی اسناد این‌چنینی موجب ذخیره‌ی انرژی و زمان می‌شود و از تکرار چندباره‌ی موضوعات به شدت جلوگیری می‌کند.

۱۶- روی پیشرفت تیم‌تان تمرکز کنید.

به واسطه‌ی تولید اسناد و محتوا و به کمک برگزاری جلسات و بسیاری شیوه‌های دیگر، به پیشرفت تیم‌تان کمک کنید. شرکت‌ها چیزی جز نیروهای انسانی خود ندارند. بزرگ‌ترین‌ها، همین بوده‌اند و شما نیز همین هستید! همین حالا به کارمندان و اطرافیانتان در محیط کار فکر کنید. افراد مهم و تاثیرگذار را از بازی حذف کنید و تجسم کنید چه شیرتوشیری شد! هرچند تکیه‌ی مطلق بر افراد در یک سازمان خود امری اشتباه به نظر می‌آید، اما پیشرفت تیم و توجه به نیازهای افراد، توامان امری ضروری و حتی انسانی طلقی می‌شود.

تمرکز بر پیشرفت تیم، به انواع مختلف، به صرفه‌جویی زمان منتهی خواهد شد.

۱۷- روزهایتان را دسته‌بندی کنید.

اگر در شرایطی هستید که باید روی حوزه‌های مختلفی تمرکز کنید، حتما و حتما روزهایتان را دسته‌بندی کنید. اگر هر روزتان را تبدیل کنید به معجون درهمی از کارها و تلفن‌ها و ایمیل‌ها و شخصی‌ها و غیره و غیره؛ قطعا بین همه گیج و گم و گنگ خواهید بود.

روزهای هفته را دسته‌بندی کنید تا بتوانید اولویت‌ها و برنامه‌ریزی‌ها را حفظ کنید. از اهداف غافل نشوید. یا بهتر بگویم، اهداف را بین هجمه‌ی کارها گم نکنید. من شخصا از تصویرسازی و نقاشی برای این موضوع استفاده می‌کنم. البته نقاشی‌های هنرمندانه‌ی من در هیچ گالری قابل بازدید نخواهد بود. یادم هست آخرین بار، کشیدن یک دایره‌ی صاف و صوف تقریبا ۱۰ برگ کاغذ مصرف کرد و آخر سر هم به مربع رضایت دادم. امتحان کنید. بعید می‌دانم نقاش خوبی باشید، اما تصویرسازی به مدیریت زمان کمک می‌کند.

۱۸- گزارش‌دهی یعنی گزارش‌دهی! گزارش دادن بخشی از کار نیست.

1950’s era TV news anchor reading the news

همه رئیس دارند. همه‌ی مدیران عامل هم باید پاسخ‌گو باشند. خواه به هیات مدیره، سهام‌داران، همسرانشان در منزل یا هر کس. گزارش‌ها بسته به موقعیت ارائه‌ی گزارش متفاوت هستند. گاها برای برگزاری جلساتی با شرکای تجاری، نیاز به تدارک گزارشی مفصل و تصویری دارید. گاهی برای مدیران مستقیم خود گزاش می‌دهید و باید مختصات مشخصی را در خود داشته باشد. گاهی هم گزارش‌دهی هفتگی و ماهانه است.

برای گزارش‌گیری از نیروهای انسانی، فرمت و قالبی تهیه کنید که نیازهای اطلاعاتی شما را در حوزه‌های مورد فعالیت افراد برطرف کند. من شخصا فکر می‌کنم این موضوع، وظیفه‌ی مدیران است و نه وظیفه‌ی کارمندان. به این معنا، شما هستید که باید بدانید کارمندتان چه می‌کند و خروجی فعالیت‌هایش در انتهای هر هفته و ماه و سال چه خواهد بود؛ و باز شما هستید که باید بدانید با این اطلاعات چه می‌کنید. بنابراین فرمتی تدارک ببینید که علاوه بر انتقال اطلاعات لازم به شما، وقت همکاران و کارمندان مجموعه را نیز تلف نکند.

گزارش‌گیری و گزارش‌دهی بخشی از کار نیست. گزارش‌دهی، اعلام نتایج کار به دیگران و گزارش‌گیری برداشت اطلاعاتی برای استفاده در برنامه‌ریزی‌ها و اولویت‌بندی‌ها و البته کسب اطلاع از چگونگی پیشرفت امور است.

۱۹- کنترل امور را از دست ندهید.

برای این که کنترل امور را از دست ندهید، شما به زیرساخت هدفمند برای سازمان یا شرکت خود نیاز دارید. ایده‌آل هر مدیری این است که در یک سیستم منظم، و با کم‌ترین دخالت مستقیم، اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری‌ها به شکل موجز به او منتقل شود تا بتواند زمانش را صرف اموری کند که اولویت و اهمیت آن‌ها برای کل کسب‌و‌کار بالاتر است. پاسخ من برای رسیدن به چنین شرایطی، طراحی و تدارک زیرساخت انسانی و زمانی است.

در مورد چگونگی چیدمان تیم یا چارت سازمانی، تئوری‌ها، استراتژی‌ها، مدل‌ها و تکنیک‌های بسیاری مطرح است. این که ساختار شرکت شما فلت باشد یا  نباشد؛ این که شما مستقیما با تمام افراد تیم در ارتباط باشید یا نباشید و بسیاری از این دست سوالات، بی‌نهایت به شرایط موجود سازمان یا شرکت شما برمی‌گردد. تعداد افراد تیم، بودجه‌ی مالی، درآمد مستمر خالص و ناخالص، اهداف، شرکا و بسیاری مسائل دیگر می‌تواند مستقیم یا غیرمستقیم در این باره دخیل باشد.

اما آن‌چه روشن است، این که شما باید یک سیستم درون سازمانی کاملا شخصی‌سازی شده داشته باشید و در قالب این سیستم، از تمام افراد در تمام سطوح و البته خودتان به عنوان مدیر مجموعه، برای دست‌یابی به اهداف کسب‌و‌کارتان استفاده کنید. به منظور کنترل امور، از ایجاد زیرساخت و هزینه‌ی زمانی که برای آن صرف می‌کنید نترسید. هم‌چنین گزارش‌گیری و گزارش‌دهی و هدف‌دهی به جلسات را در قالب این سیستم زیرساختی فراموش نکنید.

۲۰- ابزارها و دستیارهای هوشمند همه چیز را ساده‌تر می‌کنند.

ابزارهای بسیاری برای مدیریت زمان و مدیریت پروژه و منابع انسانی وجود دارند. در آینده مقاله‌ای خواهم داشت که به طور مشخص درباره‌ی ابزارهای مدیریت زمان و معرفی و کاربرد آن‌ها برای کسب‌و‌کارهای ایرانی خواهد بود. اما لازم است توجه کنید استفاده از ابزارهای چندگانه و زیاده از حد، خودش باعث اتلاف وقت است.

بی‌نهایت ابزار مختلف برای استفاده‌های مختلف می‌توان یافت؛ اما شیوه و چرخهٔ استفاده از ابزارها بی‌نهایت پراهمیت‌تر از تعداد یا پیچیدگی آن‌ها دارند. با همین تعداد بالا امور روزمره، ماهیانه و حتی سالیانه را می‌شود سر و سامان داد.

اندازه‌ی سازمان و شرکت خود را بشناسید و به همان نسبت از ابزارهایی استفاده کنید که کارتان را پیش ببرند. و البته نگاهی هم به آینده و انتقال اطلاعات داشته باشید. ابزارها، ابزارند! خودشان جزئی از کار نیستند. قرار است کارمان را راه بیندازند؛ نه این که خود به مساله‌ای مبهم و گیج تبدیل شوند. در انتخاب، تعداد و شیوه‌ی استفاده‌ی هر کدام چه شخصی و چه برای تیم دقت کنید.

برخی از پرکاربردترین ابزارهایی که من در رابطه با مدیریت زمان استفاده می‌کنم در این فهرست هستند: Trello, Hubspot, Wunderlist, Google Calendar, Windows 10 Sticky Notes

و در آخر؛ همه چیز به خودتان بستگی دارد

هر کجا و در هر موقعیت شغلی و مکانی که هستیم، برای پیشرفت شغلی و کاری و قطعا شخصی، نیاز به مدیریت زمان و اولویت‌بندی داریم. من و شما نمی‌توانیم کارهای هر روزه را تکرار کنیم و انتظار نتایج جدید داشته باشیم. برنامه‌ریزی و نگاه استراتژیک در پیوست با مدیریت زمان و اولویت‌بندی صحیح، راهکارهای کم‌هزینه و سریع‌تری برای شما و تیم تحت کنترل شما پدید می‌آورد.

این مقاله، با ۲۰ سرفصل که همگی به شکل بسیار خلاصه‌ای تشریح شده‌اند، خود نتیجه‌ای از تجربه، و هم‌چنین تحقیق و مطالعه و بررسی روش‌های متخصصان و صاحبین مجرب کسب‌و‌کار است. اگر درباره‌ی هر قسمتی از آن نظر یا تجربه‌ای دارید، لطفا در انتهای همین مقاله کامنت بگذارید..

پیشنهاد مطالعه و جستجو:

Article: Porter, Michael E., and Nitin Nohria. “How CEOs Manage Time.” Harvard Business Review 96, no. 4 (July–August 2018): 42–51.

Keywords to Search about: Time Management, The Eisenhower Matrix, 2 Minute Principle, Pareto Principle, Management Reporting System, Business Planning Tools, Time Management Tools, etc!

Leave a Reply